Wednesday, May 30, 2007
كليد
اشتباه نمي كنم؟ برق خونه خودمه كه روشنه؟ خدايا يعني ممكنه كه مامان و بابا بعد از اين همه مدت اومده باشن؟
آقا مي شه قشنگترين دسته گلتونو بدين؟
.
حالا كدومشونو اول مي بينيم بابا يا مامان؟ مي خوام تو اولين نگاهم هر دوتاشون باشن. چشامو مي بندم. آها فقط يازده تا پله مونده كه برسم بهشون. حالا زنگ در كجا بود؟
سلاااااام.
سلا م.عجب ما شما رو بالاخره ملاقات كرديم. همه وسايلتون دم پله است. اينقدر اجاره خونتون دير شده بود كه ديگه نمي شد تحمل كرد.
شما..!ايد
فكر اينجاشو ديگه نكرده بود. صاحبخونه بالاخره كار خودشو كرد. نگاهش به وسايلش افتاد و يك كليد فلزي كه روي همون كتابي كه ديشب روش خوابش برده بود، مي درخشد.
Posted by
iasbsiha
at
10:41 PM
0
comments
Tuesday, May 29, 2007
haft shahr e eshgh:
گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور
چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر
کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس ، بی کن
ارپس سیم وادی است آن معرفت
پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا
بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت
گر بود یک قطره قلزم گرددت
وادی اول:طلب
ملک اینجا بایدت انداختن
ملک اینجا بایدت درباختن
در میان خونت باید آمدن
وز همه بیرونت باید آمدن
چون نماند هیچ معلومت به دست
دل بباید پاک کردن از هرچه هست
چون دل تو پاک گردد از صفات
تافتن گیرد ز حضرت نور ذات
وادی دوم:عشق
کس درین وادی بجز آتش مباد
وان که آتش نیست عیشش خوش مباد
عاشق آن باشد که چون آتش بود
گرم رو و سوزنده و سرکش بود
عاقبت اندیش نبود یک زمان
درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان
وادی سوم:معرفت
چون بتابد آفتاب معرفت
از سپهر این ره عالی صفت
هر یکی بینا شود بر قدر خویش
بازیابد در حقیقت صدر خویش
سر ذراتش همه روشن شود
گلخن دنیا بر او گلشن شود
مغز بیند از درون نه پوست او
خود نبیند ذره ای جز دوست او
وادی چهارم:استغنا
هفت دریا یک شَمَر اینجا بود
هفت اخگر یک شرر اینجا بود
هشت جنت نیز اینجا مرده ای است
هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است
وادی پنجم:توحید
رویها چون زین بیابان درکنند
جمله سر از یک گریبان برکنند
گر بسی بینی عدد، گر اندکی
آن یکی باشد درین ره در یکی
چون بسی باشد یک اندر یک مدام
آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام
وادی ششم:حیرت
مرد حیران چون رسد این جایگاه
در تحیر ماند و گم کرده راه
گر بدو گویند"مستی یا نه ای؟
نیستی گویی که هستی یا نه ای؟
در میانی یا برونی از میان؟
برکناری یا نهانی یا عیان؟
فانیی یا باقیی یا هردویی؟
یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟"
گوید:"اصلا می ندانم چیز من
وان "ندانم" هم ندانم نیز من
عاشقم اما ندانم بر کیم
نه مسلمانم نه کافر پس چیم
لیکن از عشقم ندارم آگهی
هم دلی پر عشق دارم هم تهی"
وادی هفتم:فقر و فنا
بعد از این وادی فقر است و فنا
کی بود اینجا سخن گفتن روا
عین وادی فراموشی بود
گنگی و کری و بیهوشی بود
(عكسها توسط يكي از بچه هاي مركز در ارديبهشت 86
Posted by
iasbsiha
at
4:46 AM
0
comments
Wednesday, May 2, 2007
moallem e eshgh
ديدي و بي مرادي و بي حاصلي، حاصل چندين سال درك و انديشه گزيني تو نبود.
سر كلاس درس، معلم ادبيات: و انسانيت مرد گرچه انسان زنده بود
و تو بي توجه به حرف او، با خود فكر مي كني:
و اكنون پس از سالها به تظاهر علم اندوختن به عالـِمان اطراف مي نگري و مي نگري
.....
عالمي را مي بيني كه كشف جديدش رابطه مستقيم ميزان انسانيت با تعداد مقالات است...و
معترض به فيلم سيصدي را مي بيني كه احترام به حقوق ديگران جزء مفاهيم قابل درك او به حساب نمي آيد... و
مدعي عدالتي را مي بيني كه دوگانگي و تظاهراز افكار عادلانه او شمرده مي شود
...........
"و اكنون تو در كلاس درس در جايگاه معلم: "... و انسانيت مرد گرچه انسان زنده بود
و يكي از شاگردانت به تو اين نوشته را هديه مي دهد:
" روح پدرم شاد كه فرمود به استاد"
"فرزند مرا عشق بياموز دگر هيچ "
و تو متحير ...پريشان...وامانده از همه تفكراتت در دل مي گويي:
Posted by
iasbsiha
at
11:52 AM
6
comments
Monday, April 23, 2007
Thursday, April 19, 2007
Entezar...
كه اين روزها مي رسي از همين ره
Posted by
iasbsiha
at
8:04 AM
1 comments
Labels: habit
Sunday, April 1, 2007
Tuesday, March 20, 2007
Saturday, March 17, 2007
Thursday, March 15, 2007
Monday, March 12, 2007
300 the movie
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشاه ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
و حالا چاره كار :
Posted by
iasbsiha
at
12:35 AM
0
comments
Sunday, March 11, 2007
Saturday, March 10, 2007
Eydi1
سبزي پلو با ماهي يادت نره
Posted by
iasbsiha
at
10:55 PM
2
comments


















